در روز شنبه 17 اکتبر، صدها هزار نفر در فرانسه به خیابانها آمدند تا علیه افزایش هزینههای زندگی و کاهش کیفیت خدمات عمومی اعتراض کنند. اگرچه بسیاری از تجمعات بهصورت مسالمتآمیز برگزار شد، اما در برخی شهرها مانند پاریس، مارسی و لیموژ، درگیریهایی با نیروهای انتظامی رخ داد، همچنین غارت و تخریب اموال عمومی و خصوصی گزارش شد. در پاریس برخی فروشگاهها تخریب شدند و شهرداری لیموژ به آتش کشیده شد.
در شب 17 تا 18 اکتبر، نخستوزیر فرانسه اعلام کرد که تاکنون 1200 نفر بازداشت شده و 150 نفر از نیروهای انتظامی زخمی شدهاند. این وقایع سوال مهمی را مطرح میکند: چرا برخی افراد در جمعیت رفتارهای خشونتآمیز از خود نشان میدهند؟ آیا حضور در جمع میتواند رابطه ما با قوانین، مسئولیتپذیری و خشونت را تغییر دهد؟
تأثیر هویت جمعی و کاهش حس مسئولیت
ما معمولاً رفتارهای خود را با اطرافیانمان هماهنگ میکنیم. در زندگی روزمره، این موضوع میتواند به شکل پذیرفتن نظرات نزدیکان، تبعیت از تصمیمات گروهی یا اجتناب از مخالفت با اکثریت بروز کند. در تجمعات نیز این تأثیرگذاری وجود دارد؛ وقتی فردی میبیند دیگران رفتارهای پرخاشگرانهای دارند و مجازاتی نمیبینند، ممکن است آن رفتار را تقلید کند یا آن را در آن موقعیت قابل قبول بداند.
کلر پتن، روانشناس، در ویدیویی توضیح میدهد که در جمعیت پدیدهای به نام «از فردیت خارج شدن» رخ میدهد که در آن هویت جمعی یا اجتماعی بر هویت فردی غلبه میکند و حس مسئولیت فردی کاهش مییابد. هرچه تعداد افراد بیشتر باشد، احساس مسئولیت فرد کمتر میشود و اخلاقیات شخصی به حالت تعلیق درمیآید. این شرایط گاهی باعث میشود افراد در اثر تعامل با دیگران رادیکالتر شده و در فضای هیجان جمعی، هر کاری را ممکن بدانند.
البته این به معنای از دست دادن کامل قوه تعقل یا اخلاق نیست. تأثیر گروه به شرایط، باورهای فرد و میزان پذیرش رفتارها توسط دیگران بستگی دارد. همچنین باید تفاوت بین تقلید و فشار اجتماعی را در نظر گرفت؛ فرد ممکن است رفتاری را تقلید کند چون آن را مشروع میداند، میخواهد پذیرفته شود یا از طرد شدن میترسد.
احساس تعلق به گروه و تشدید خشونت
احساس عضویت در یک گروه میتواند همبستگی، اعتماد و همکاری را تقویت کند و افراد ناشناس را برای دفاع از یک هدف مشترک متحد سازد. اما این هویت جمعی ممکن است در مقابل گروههای دیگر که به عنوان تهدید یا دشمن دیده میشوند، باعث تشدید تضادها شود. در این شرایط، رفتارها بر اساس تفکیک «ما» و «آنها» تفسیر میشوند.
موسسه سوئیسی امنیت شهری و رویدادها (iSSUE) در تحلیل خود از خشونت جمعی تأکید میکند که احساس تعلق میتواند هم به همکاری و هم به تخطی از قوانین منجر شود. در تجمعات، گروههای مختلفی با اهداف متفاوت حضور دارند؛ برخی به دنبال بیان مسالمتآمیز خواستهها، برخی به دنبال درگیری و برخی دیگر از موقعیت برای تخریب یا غارت استفاده میکنند. بنابراین نمیتوان همه شرکتکنندگان را با یک دیدگاه واحد دید. رفتار جمعی میتواند در طول تعاملات تغییر کند و همه افراد لزوماً رفتار مشابهی ندارند.
ناشناس بودن و احساس «هر کاری ممکن است»
یکی دیگر از عوامل مهم در رفتارهای جمعی، پدیده «از فردیت خارج شدن» یا ناشناس بودن است. در جمعیتهای متراکم، افراد ممکن است احساس کنند کمتر قابل شناسایی هستند و احتمال شناخته شدنشان کم است. این احساس میتواند موانع روانی برای انجام رفتارهای پرخطر یا تخریبی را کاهش دهد، خصوصاً وقتی چنین رفتارهایی در اطرافشان تشویق یا تحمل میشود.
با این حال، مسئولیت فردی به طور کامل از بین نمیرود و ناشناس بودن به تنهایی نمیتواند رفتارهای خشونتآمیز را توجیه کند.
تفاوت خشم و خشونت
تظاهرات معمولاً بازتابی از نارضایتی مشترک است. احساس بیعدالتی، ناامیدی و شنیده نشدن میتواند باعث افزایش مشارکت و هیجانات جمعی شود. اما باید بین خشم و خشونت تفاوت قائل شد. داشتن احساسات شدید به معنای حمله به دیگران یا تخریب اموال نیست. افراد خشمگین ممکن است روشهای مختلفی برای ابراز اعتراض انتخاب کنند؛ از جمله تظاهرات مسالمتآمیز، سخنرانی، فعالیت در انجمنها یا در مواردی محدود، شرکت در رفتارهای خشونتآمیز.
خشونت ممکن است در قالب یک فرایند تصاعدی شکل بگیرد؛ مثلاً یک حرکت به عنوان تحریک دیده شود، واکنشها تهدیدآمیز تفسیر شوند و تنشها افزایش یابد. در برخی شرایط، این تعاملات میتوانند یک تجمع مسالمتآمیز را به درگیری تبدیل کنند.
مطالعات iSSUE بر اهمیت زمینه و روابط بین گروههای مختلف، از جمله تعاملات با نیروهای انتظامی تأکید دارند و هشدار میدهند که نباید جمعیت را ذاتاً غیرعقلانی یا غیرقابل کنترل دانست.




